نتیجه گیری اخلاقی : اگر آب دستان هست قربون دستون بیاورید با هم بنوشیم و بخندیم و می در ساغر اندازیم ...
الهی در این سال هشتاد و هفت که بیش از صد و ده دلار است نفت
بمــــن هم از آن پــــول چیزی بده که هرکس توانســـت چاپید و رفت
به مناسبت پنجاه و چهارمین روز افتتاح وبلاگ نصفهان بالاخره بسته سیاست های کلی وبلاگ از جانب جناب آقای تمیزی مدیر دفتر طنز به این جانب ابلاغ شد و به حقیر اختیار تام داده شد تا هر آنچه می خواهد مغز تنگم در وبلاگ بنویسم ! خودمونیش می شه اینکه از این به بعد قراره من یکم پسر خاله تر بشم و عصای وبلاگو از حلقومش بکشم بیرون و با حال و هوای صمیمی تر از اوضاع احوال حلقه طنز نصف جهان صحبت کنم . خلاصش می خوایم طرحی نو براندازیم ( این براندازیم هیچ جنبه سیاسی ای نداشته و در همان معنای دراندازیم به کار رفته است ! )
البته کماکان سیاست وبلاگ ارائه آثار طنز اعضای حلقه طنز نصف جهان خواهد بود فقط لا به لای سفره گسترده ی آثار عزیزان هر دم پسایی سردبیر محترم ( یعنی همین خود من ) مثل مارمولک با سرعت برق از وسط سفره عبور خواهد کرد و کفر همه را در خواهد آورد . ان شاء الله !
از بهر رفاه کشـور همســــــایه در مصرف برق صرفه جویی بکنید !!
آش فرهنگ
هم مي زنم ، هم مي زني اين آش فرهنگ است
مخلوطي از فكر تهي با تكه اي سنگ است
از ديدگاه آشپز آش دهن سوزي ست
مانند آش سنگ ، عالم گير و خوش رنگ است
چه آشپزهاي شكم پرورده اي هستيم
آي! سر اين آش مدتهاست كه جنگ است
شلّه قلمكار است اين " فرهنگ" خوشمزه
هر كس كه خورده تا ابد ديدانه و منگ است
دستور پختش هر چه پيش آيد خوش آيد هاست
در مطبخش سهم هزاران دسته و هنگ است
كاسه هميشه داغ تر از آش بوده ست ،آخ!
جاي هنرمندان چقدرآن دور و بر تنگ است
دستان خلق و بكرشان پر تاول و خسته ست
از سنگهاي آش دائم پايشان لنگ است
اين سفره گسترده تنها جاي پرخورهاست
هر كس مذاقش با دغل كاري هماهنگ است
اين روزها افكار زيبايم پر از مرگند
اين زندگي حالا برايم مثل آونگ است
وقتي گرسنه مي روم تا سير برگردم
اما هميشه آب و نانم آجر و سنگ استاین روزها تمام همّ و غمّ من این است که دو دو تا چهار تا نشود! وای اگر دو دو تا چهار تا شود چه فاجعهای رخ خواهد داد! در راستای اینکه به تازگی کشور عزیزمان در زمستان با کمبود و قطعی گاز روبه رو است و در تابستان با کمبود و قطعی آب و برق مواجه است، با یک حساب ساده ی دو دو تا چهار تا به راحتی به این نتیجه خواهیم رسید که انشاءالله بزودیِ زود در پائیز، قطعی تلفن را پیش رو خواهیم داشت. البته هنوز اتفاق خاصی نیفتاده . تا حالا از خدمات خمسه حکومت به مردم همیشه در صحنه تنها چهار مورد یعنی آب و برق و گاز و تلفن با مشکل برخورد کرده است! اما از آنجایی که از اوضاع احوال چنین برمیآید که قرار است دو دو تا چهار تا شود، عنقریب است که فاجعهی اصلی رخ داده و سیستم فاضلاب شهری نیز در یکی از فصول سال با مشکل مواجه شود!
بدون شک همگی ما میدانیم قطعی فاضلاب یک فاجعه برای نوع بشر است و همین بندهی حقیر حاضرم قید آب و برق و گاز و تلفن را بزنم و از مسئولین عزیز استدعا کنم، از همین الآن آب و برق و گاز و تلفن ما را قطع کنند و تمام بودجهی خود را صرف فاضلاب نمایند! تا مبادا چند روز دیگر به جایی برسیم که یکی از مسئولین خوش سیما به تلویزیون آمده و اعلام کند سرانهی مصرف مردم ما از دستشویی و در نتیجه فاضلاب پنج برابر سرانه ی جهانی است و دیگر ادامه ی وضعیت فعلی امکانپذیر نیست و در نتیجه باید در مصرف فاضلاب هم صرفهجویی کنیم!
احتمالاً در چنین حالتی ابتدائاً با قطعیهای مکرر فاضلاب مواجه خواهیم شد و مثلاً ساعت 7 صبح که با چشمانی خوابآلود، خرامان خرامان، دربِ دستشویی را باز میکنیم با صحنهای فجیع مواجه خواهیم شد! البته مسلماً تنها دلیل این قطعیهای مکرر فاضلاب، استفاده بیرویه ی خودِ مردم از دستشویی است. در نتیجه مسئولینِ ادارهی فاضلاب با اطلاع رسانیِ مناسب میتوانند به خوبی مشکل این قطعیهای مکرر را حل کنند.
ابتدا مسئولین از ملت تقاضا میکنند که در ساعت پیکِ مصرف دستشویی یعنی 7 تا 8 صبح و 10 تا 11 شب، از رفتن به دستشویی جداً خودداری نمایند و قضای حاجت خود را به دیگر ساعات روز موکول کنند! ساختن یک انیمیشن تبلیغاتی جهت تشویق مردم به صرفهجویی در استفاده از دستشویی نیز دور از انتظار نخواهد بود. انیمیشنی که در آن یک بابافاضلابی، «داداشسیا» را ارشاد کرده و «داداشسیا» که کاملاً متنبه شده، دیگر هیچوقت تا آخر عمر دستشویی نمی رود! در اقدامِ تبلیغاتی بعدی، در حین پخش مستقیم مسابقات فوتبال، گزارشگر محترم مسابقه، هر 10 دقیقه یک بار پس از توضیحی درباره ی وضعیت نابسامان فاضلاب کشور، از مردم فهیم و فوتبال دوست کشورمان ملتمسانه تقاضا میکنند که از جلوی گیرندههای خود تکان نخورندو فقط و فقط فکروذهن خود را به دیدن این مسابقه ی جذاب معطوف کنند و مبادا خیال رفتن به دستشویی به ذهنشان خطور کند!
امّا مطمئنا این صرفه جویی و قطعیهای مکرر فاضلاب جواب گوی مشکلات نخواهد بود و مسئولین محترم راهی جز سهمیه بندی فاضلاب نخواهند داشت و ساعت 23 و 59 دقیقه ی شبی از شبها اعلام خواهند کرد که از ساعت 24 امشب فاضلاب سهمیه خواهد شد و استفاده از دستشویی فقط با ارائه ی کارت فاضلاب میسر خواهد بود. البته فقط امیدوارم که سهمیه ی استفاده از فاضلاب بیش از 30 بار در ماه باشد و به لطف مسئولین از سهمیه تابستانی و بالاخص نوروزی بی بهره نمانیم! البته بر هیچکس پوشیده نیست که تنها مزیت سهمیهبندی و استفاده از کارت فاضلاب، صرفهجویی نیست. بلکه از مزایای دیگر این طرح مدیریت مصرفِ فاضلاب و دسترسی به بانک اطلاعاتی وسیع و دقیقی از میزان، روز، ساعت، ثانیه و نوع و… استفاده ی مردم از فاضلاب خواهد بود! پر واضح است که دستیابی به چنین بانک اطلاعاتی دقیقی در برنامه ریزیهای ملی و تصمیم گیریهای کلانِ مملکتی بسیار مفید فایده خواهد بود!
به احتمال زیاد، دو دو تا چهار تا میشود و فاضلاب سهمیه بندی؛ امّا خدا آن روز را نیاورد که در چنین شرایطی آدمی با مسمومیت غذایی هم مواجه شود و یا زبانم لال، کارت فاضلابمان گُم شود که آن وقت دیگر مشخص نیست، این دو ماهی که زمان می برد تا کارتِ المثنی صادر شود را چه کار باید کرد…
به من نیگا نکن آهای برادر خودت مگه نداری خار و مادر !
ماه و مگه تو نیمه شب ندیدی می خوای بگی تو خط لب ندیدی؟
صورت من یه کم اناری شده یه ریزه هم بتونه کاری شده
امل بی سواد ژل ندیده دهاتی خنگ ریمل ندیده
تقصیر خیاطای رو سیاهه مانتوی من اگه یه کم کوتاهه
امون از این شهر مقرراتی موارد فجیع منکراتی
تو کوچه و تو سلف و دانشکده سهم من از خوشگلی نیم درصده
خوشگلی تو خونه هم چه فایده مهمونی شبونه هم چه فایده
بابام که عاشق چشام نمی شه عاشق لرزش صدام نمی شه
برادر پلاسم ام همین طور دوستای بی کلاسم ام همین طور
فقط می مونه کوچه و خیابون برای عرضه ی قشنگی یامون
آهای مدیر پاک با سیاست من کجا و اماکن و حراست ؟
هم انقباضیه هم انبساطی کمیته ی مخوف انضباطی
نذار که دلتنگی مو هی کش بدم خوشگلی مو کجا نمایش بدم
حیفه جوونامون پسر بمیرن کاری کنین جوونا زن بگیرن ....!